۱۳۸۷۰۵۱۸

برای تکه هایم

پیداش کردم !
پازلمو زیر راه پله های خونه عمه ام ، یا شاید توی دستهای پسر همسایه و شاید هم توی دانشگاه و زیر حرفهای قلمبه سلمبه ای که گفته شد تکه تکه کردم .
هر بار یه تکش رو !
باید برم و اونو از توی سطل آشغال کنار خیابانهای تهران و زیر لحاف شب امتحان و یا شاید هم توی چشمهای تو پیداش کنم .
زیاد فرصت ندارم برای جمع کردنش باید به خیلی جاها سر بزنم و خیلی ها رو ببینم و یک سری رو هم نبینم .
فعلا تا جمع و جور شدن تکه هام تعطیلم.

هیچ نظری موجود نیست: