م . ر عزیز
پر از خواستن ، پر از جستن ویافتن می خواستمت و خواستی که بخواهمت ، برای کاشتن حسی که نیازمندش بودم و نیازمندش بودی ، و تو گمشده ای شدی که یافته بودم برای گفتن و گفتن و نیازمند سکوتت تا در آن از، هجوم واژه های بسیار نگفته ام ، خود را و تو را بیابم .
خواستم با تمام تفاوتها با تو باشم خواستم با تو تمامی دوست نداشتن های دنیا را بی رنگ کنم و خواستم که با تو به رنگ عشق درآیم با تمام تردیدهایم از عشق .
می خواستم دوباره قصه های عاشقانه سر دهم هرچند با ورژن جدید و امروزی ومی خواستم باورم را بباورانم که دوست داشتن و عشق عین زندگی است و واژه هایی همیشه زنده اند .
می خواستم باورت کنم تو و تمامی عشق ورزی هایت را و باورت کردم .
اما دنیای ذهنی من و واقعیت های وجودی تو با هم کیلومترها فاصله داشت .........
پر از خواستن ، پر از جستن ویافتن می خواستمت و خواستی که بخواهمت ، برای کاشتن حسی که نیازمندش بودم و نیازمندش بودی ، و تو گمشده ای شدی که یافته بودم برای گفتن و گفتن و نیازمند سکوتت تا در آن از، هجوم واژه های بسیار نگفته ام ، خود را و تو را بیابم .
خواستم با تمام تفاوتها با تو باشم خواستم با تو تمامی دوست نداشتن های دنیا را بی رنگ کنم و خواستم که با تو به رنگ عشق درآیم با تمام تردیدهایم از عشق .
می خواستم دوباره قصه های عاشقانه سر دهم هرچند با ورژن جدید و امروزی ومی خواستم باورم را بباورانم که دوست داشتن و عشق عین زندگی است و واژه هایی همیشه زنده اند .
می خواستم باورت کنم تو و تمامی عشق ورزی هایت را و باورت کردم .
اما دنیای ذهنی من و واقعیت های وجودی تو با هم کیلومترها فاصله داشت .........
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر