skip to main
|
skip to sidebar
افسون کلمات همیشه مستم می دارد و از این رو می نویسم
20100221
دغدغه های حجیم
گاهی وقتها حجم دغدغه هات اونقدر بزرگ وحجیم می شن که ازهمه سلول های تنت میزنن بیرون .
این وقتهاست که فقط می تونی داد بزنی خدایا دستهای مهربونت کجاست
؟
1 نظرات:
مجتبی آقاجری گفت...
سلام
گفتم سری به دوستان بزنم و یادی از قدیم ندیما کنم.
خوش باشین
۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۰، ساعت ۲:۲۷
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
بايگانی وبلاگ
◄
2011
(1)
◄
March
(1)
عزیزتر شدی برام .
▼
2010
(8)
◄
July
(1)
یک حس قوی یا من و .....
◄
June
(1)
گودر
◄
April
(1)
دلم هوس چشم تو چشم شدن با یکی از اون نگاههایی رو ک...
◄
March
(1)
8 مارس
▼
February
(4)
دغدغه های حجیم
ما دوباره سبز می شویم .
پر از خواستن نمی خواهمت
بی اجازه
◄
2009
(3)
◄
July
(2)
اندکی فقط .......
سرمشقمان آزاده گی نبود !
◄
May
(1)
ایستایند لحظه های رفتنم
◄
2008
(6)
◄
August
(6)
چرا پازل من گم شده بود؟
سر پیچ پیچی
اسیر آزادی
تو توی پازل
برای تکه هایم
how i reach here?
1 نظرات:
سلام
گفتم سری به دوستان بزنم و یادی از قدیم ندیما کنم.
خوش باشین
ارسال يک نظر